عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
92
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
صبح سهشنبه 2 [ رجب ] به اتّفاق آقا محمّد جواد و قونسل در جهاز رفته [ بعد از ] مدّت دو ساعت وارد فيليّه شديم . در عرض [ راه ] كشتى بزرگ جنگى انگليس را ديديم كه به سمت محمّره حركت مىكند . معلوم شد كه قونسل انگليس ، را بستن ، صاحب « 1 » بصره است . بعد از ورود آمد در خانهء شيخ ؛ چون جناب نظام السّلطنه براى بازديد قورخانه رفته بودند به محمّره . وارد شد بر حقير به اتّفاق كاپيتان جهاز جنگى . بعد از ورود جناب نظام السّلطنه آمدند به ديدن ايشان . حقير هم حاضر شد . در ضمن صحبت ، جناب قونسل به فارسى اشاره فرمودند ( عربى و فرانسه را هم خوب حرف مىزند ) كه سواد كاغذ ناظم خلوت را كه در خصوص شدّت برف راه لرستان و بروجرد نوشته بود ، از طهران وزير مختار براى من فرستاده است ( ملاحظهء اين نكتهء دقيق را نماييد كه اين همه نفوس مختلفهء انگليس كه هر كدام اهل بلدى جدا هستند ، در راه خدمت دولت چگونه متّحدند و در حكم نفس واحدى مىباشند . كاغذى كه چندان اهميّت ندارد ، باز محض اطلاع همقطاران خود كه شايد در موردى به كار آيد ، به همديگر مىرسانند ) . ديگر اظهار نمود كه من در ده سال قبل شوشتر و بختيارى را به عنوان شكار ديدهام و مىگفت كه يك جهازخانهء لنج پيشكش نموده است به دولت ايران براى بالاى سدّ ، معلوم است كه اجزاى آن همه انگليسىاند ؛ « 2 » و ديگر اجازه مىخواست براى برقرارى يك نفر انگليسى وكيل در اهواز و شوشتر و خواهش داشت كه جايى براى انبار و غيره ساخته شود . جناب نظام السّلطنه جواب گفتند كه : خيلى زود ساخته مىشود . گفت : هر گاه طولى دارد ، خودمان كشتى براى انبار آنجا قرار دهيم . در هر صورت ، حضرات خيالات بلند دارند ( بيچاره خفتهاى كه بيدارى در پى او باشد ) . بعد از رفتن حضرات ، جناب نظام السّلطنه خيلى اظهار افسردگى و دماغ سوختگى مىكردند از خود وضع عربستان . نمىدانم كناياتى كه مىفرمودند به چه معنى بود . در حين ورود به فيليّه شيخ مزعل خان آمد به ديدن . گلههاى بسيار داشت از وضع كار خودش و سوء سلوك اجزايش . اولياى دولت در اين تاريخ پانزدهم ، از قرار تقرير جناب نظام السّلطنه ، مبلغ ده هزار تومان مساعدهء « 3 » ماليات از ايشان و پنج هزار تومان از سعد الملك خواستهاند . كار عربستان دو اشكال بزرگ به هم رسانيده : از يك طرف نفوذ انگليسىها با آن استعداد كه فرصت به ما نمىدهند و عرصه را بر ما تنگ نمودهاند براى تسهيل وصول به مقاصدشان و از
--> ( 1 ) . « . . . عنوانى كه در ممالك اطراف ايران به انگليسيان معنون و سپس به خارجيان دادهاند » ( فرهنگ معين ، ذيل صاحب ) . ( 2 ) . در نسخهء خطّى : انگليسند ( 3 ) . در نسخهء خطّى : مصاعده